عاشقونه ها
کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست...
بدون تو و به دور از دست های مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست!
ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست...
ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد...![]()
اما نتوانستم!
هر وقت از کنارم می گذشتی آرزو می کردم این راز را در چشمانم بخوانی ولی افسوس...![]()
افسوس تو بی اعتنا از کارم می گذشتی تا اینکه دیروز قلم به دست گرفتم و خواستم برایت بنویسم...
بنویسم که از این همه بی مهری هایت متنفرم!![]()
اما وقتی قلم را از روی کاغذ برداشتم با تعجب دیدم که نوشته ام با تمام وجود دوستت دارم...![]()
به خاطر تو گذشتم ز یادگار گذشته تو هم گذشتی و حیران شدم به کار گذشته
گذشت عمر عزیز و تو را ندیده گذشتم ز خاطرات غم انگیز انتظار گذشته
بشور از رخ زرد من ای سرشک خدا را غبار حسرت و اندوه روزگار گذشته
بهار زندگیم شد خزان و خیر ندیدم نه از خزان کنونی نه از بهار گذشته
نشاط و شور و جوانی ز کف به عشق تو دادم ز کوی خویش مرانم به اعتبار گذشته
به بی قراری من دل بسوزدت ز محبت بیاد خوش اگر قرار گذشته
امید زندگیم بودی ولی ز دست برفتی کنون ترانه بسرایم به یاد یار گذشته
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی...![]()
با من از عشق بگو تا مرز جنون همسفرم کردی
با هرم نگات خاکسترم کردی با من از عشق بگو
ای آشفته مو آشفته ام کردی بی رنگیمو دیدی باورم کردی
آرزوی من داشتن تو بود آرزوم
مست عشقم نشکنی به غم این سبو
راز سبز جنگل تو چشمای توست
رنگ سرخ مهتاب رو لب های توست
خونه چشام پرتوی نگام مال توست
پاکی و صفام شوق و خنده هام مال توست
لحظه ای تو چشمای تو گم شدن مال من
حس خوندنم گرمی صدام مال تو...![]()
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم![]()
(البته بگم این شعر خودم نیستا!!)
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام
کجایی شب از نیمه رد شد ندارم قراری مگربامن امشب قراری نداری
می می خوام سر بذاری تو باز روی شونم
می خوام پک کنی اشک و از روی گونم عوض کن جای من با پیرهنت رو
می خوام سر بذاری تو باز روی شونم می خوام پک کنی اشک و از روی گونم ...
بذار گر بگیرم تو آتیش چشمات خرابم کن این بار به جادوی حرفات عمل کن تو امشب به قولی که دادی یه کم
خبذار گر بگیرم
تو آتیش چشمات خرابم کن این بار به جادوی حرفات عمل کن تو امشب به قولی که دادی یه کم ارج از حد یه
کم غیر عادی
می دونم چی می خوای و طاقت نداری میخوای تا یک بوسه رو لب هام بذاری![]()
می دونی چی می خوام و طاقت ندارم میخوام تا یک بوسه رو لب هات بذارم![]()